تبليغاتX
☆☆ پیغام ماهی ها ☆☆

☆☆ پیغام ماهی ها ☆☆
عجب روزگاریست که شیطان فریاد برمی آورد؛ آدم پیداکنید،سجده خواهم کرد...!!! 

مطالب این بلاگ بطور روزانه updateشده و در خدمت تمامی دوستان قرار خواهد گرفت 

ممنون ازنگاه های زیباتون...

پ.ن:بلاگ شخصی نویسنده:

www.nagofteha-me.blogfa.com

 

 

[ Thu 18 Aug 2011 ] [ 5 PM ] [ ستایش ]
مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌فرمایند:
پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند...
یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید
یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را؛ می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست، توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم
آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد
ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد
زرنگ باشید. خنگ نباشید. گیج نباشید و شرور که نیستید الحمدلله.
گیج و خنگ نباشید هی بگید آقا بیا آقا بیا که اینها اینجا رو بهم ریختند. نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن خانه را مرتب کن، تا آقا بیاد

موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 27 Apr 2012 ] [ 3 PM ] [ ستایش ]
ミܓܨ____جغرافیاﮮ حریم الله.

فاصلہ ﮮ از حرم تا خیمہ گاه را می دانم،بس کہ روضہ اش را بہ گوشم خوانده اند..

اما فاصلہ ﮮ مسجد تا خانہ را نہ...بس کہ روضہ ندارد این مسیر غریب...

حالا اما این فاصلہ را
- بہ چہ حالی-

حسن می دود
حُ س ی ن می دود
و عباس هم...

حالا چہ فرقی می کند روضہ ﮮ این دو فاصلہ؟

وقتی هر دو مسیر معتکف قدم هاﮮ ِ پر آشوب ِ عشق اند...
.
.
میفهمی چہ حالی دارد وقتی زبان حسنین بند آمده !؟

 
پ.ن:http://www.cloob.com/name/k_hosain

موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Tue 24 Apr 2012 ] [ 12 PM ] [ ستایش ]
بنده ای خدا را گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟

خدا فرمود : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ...

 
پ.ن:حبیب هلال فرد

موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Sat 14 Apr 2012 ] [ 6 PM ] [ ستایش ]
می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری .... فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی ؛ چه زیبا شکل می گیری ... !!!


موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 0 AM ] [ ستایش ]

موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 0 AM ] [ ستایش ]
[♥] بـــــــــــهترین لباس ،لباســــــــــــے است کـــــــہ تورا از خدا بخود

مشغول نســـــــــــــــــــــازد......

امامـ علے علیـــــــــــــــہ السلام


موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 0 AM ] [ ستایش ]
و این توشه اے ست کــ ه از دَربـان حَـرم مُحَرم الـحَرام گرفتیـم:

سینـــ ه کــ ه می زدیـم

انـگار کــ ه در می زدیم بــ ه در ِ قلب مان..
ببین!

کودک دلـم..،

تاکیـد می کنـم

پس از این ،

از عشـق بیامـوز کــ ه

در،جــز بـــه روے این نامـها وا نمی کنـی

[♥] الســـــــــــــــــــلام علیک یا ابا عبـــدالله


موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 0 AM ] [ ستایش ]

موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 0 AM ] [ ستایش ]
پزشکان اصطلاحاتی دارند
که ما نمی فهمیم
ما دردهای داریم که آنها نمی فهمند
نفهمی بد دردی است
خوش به حال دامپزشکان ....!!


"حسین پناهی"


موضوعات مرتبط: آرشیو مطالب دوستان
[ Thu 22 Mar 2012 ] [ 1 AM ] [ ستایش ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رفته بودم سرحوض

تا ببینم شاید،عکس تنهایی خودرادرآب،

آب درحوض نبود،

ماهیان"می فتند:

(هیچ تقصیر درختان نیست.

ظهردم کرده ی تابستان بود،

پسرروشن آب،لب پاشویه نشست

وعقاب خورشید آمد اورا به هوا برد که برد


به درک راه نبردیم به اکسیژن آب.

برق از پولک ما ر فت که رفت.

ولی آن نوردرشت،

عکس آن میخک قرمز درآب

که اگرباد می امد دل او،پشت چین های تغافل میزد،

چشم مابود.

روزنی بود به اقرار بهشت.


تواگر در تپش باغ خدارادیدی،همت کن

وبگو ماهی ها ،حوضشان بی آب است)


باد میرفت به سروقت چنار
.
من به سروقت خدا میرفتم...
امکانات وب